افکار و اعتقادات شیطان پرستان

شیطان پرستان اعتقاداتی دارند که شدیداً به آن پایبند هستند. جالب است که آنان خود را تنها گروه متفکر می دانند. از میان افکار آنان می توان به این موارد اشاره کرد.
ما کسانی هستیم که دانش را به جای جهل پذیرفته‌ایم. ما با آگاهی، درخت معرفت را انتخاب کردیم! راهی که شیطان نشان داد!. ما سیب درخت معرفت را می خوریم. ما کسانی را که حقـیقت را پایمال می کنند محاکمه می کنیم.
ما کسانی را که چیزی را کورکورانه دنبال می کنند، سـرزنش می کنیم. ما مخالف خداگرایی هستیم، ما بیرونی کردن گناه را نادرست و دردناک می دانیم ... ما به جای جمع کردن امتیاز همراه با ریاضت، برای رسیدن به دنیایی خوب بعد از مرگ، به شادی خویش و جسم معتقدیم.
این سخن فیلسوف غربی و از پایه گذاران شیطان پرستی فلسفی، نیچه را فراموش نکنیم که در فراسوی نیک و بد چنین گفت:
شیطان بیشترین بینش را راجع به خدا دارد؛ زیرا او از خدا دور می گردد. در حقیقت شیطان قدیمی‌ترین دوستدار دانش است .
شیطان پرستان اعتقادات خود را بسیار سیاه می پندارند. اما این سیاهی را دلنشین می دانند. در ادامه اعتقادات آنان می خوانیم:
شیطان پرستی دنیایی را ترسیم می کند که هیچ روزنه امیدی برای آن تصویر نمی شود. به همین جهت شیطان پرستی را جهان تاریک می نامند.
شیطان پرستی حقیقتی را جستجو می کند که آن را در این جهان نمی توان یافت. در توجیه خود کشی چنین می گویند: می خواهیم به حقیقت برسیم و حقیقت در این دنیا به دست نمی آید.
و باز این سیاه نمایی را به گونه ای دیگر و به صورت عمومی ارائه می دهند. با نگاه به نوع کلام، می توان تشخیص داد که مؤسس این فرقه و سایر رهبران آن، در چه جامعه و چه موقعیتی زندگی می کردند. و همـچنین می تـوان نتیـجه گـرفت کـه در درون آنها چـه می گذرد. به قمست دیگری از اعتقادات شیطان پرستی توجه فرمایید.
زندگی در دنیا بر پایه دروغ است. و همه باورهای مردم بر پایه همین دروغ شکل گرفته است. همه عادت کرده اند دروغ بگویند، لذا اگر حرف راست هم بزنید کسی آن را باور نمی کند.
شیطان پرستی آئینی است که همه چیز را منفی ارائه می دهد.
آنتوان لاوِی مکتب خود را اینگونه معرفی می کند:
ما حتی خورشید را مانع از تابش نور می پنداریم. ما همه چیز را منفی می خواهیم، اگر به باغ سیب برویم همه سیب ها را کال می بینیم و اگر به تئاتر برویم همه بازیگر ها را لال می پنداریم.
شیطان پرستی معجونی است که هر آدم گرفتاری را به وحشی گری و نفرت سوق می دهد. کوره راه و مسیری است که به هیچ جا راه نداشته و بن بست است.
لاوِی در بیان اعتقادات خود که می توان به جرأت گفت، آن را از نظریات افرادی مانند نیچه گرفته است، می گوید:

رسماً اعلام می کنم که ما به مقصد نمی رسیم. شیطان پرست باید بداند، جاده ای که در آن قرار دارد پر از خط کشی های در هم و بر هم است. و او باید در یافتن راه خروج تا سر حد جنون و دیوانگی پیش برود و سر انجام مطمئن شود راه بازگشتی وجود ندارد. و باید با ما تا آخر مرگ بماند.

انواع شیطان پرستی

  1. شیطان پرستی فلسفی Philosophical Satanism:
    این شیطان پرستی توسط آنتوان لاوِی ایجاد شده است و مراسم آنها شبیه مراسم جادوگری آلیستر کراولی ، (جادوگر قرن هفدهم میلادی بریتانیا) می باشد.
    این نوع شیطان پرستی به شدت تحت تاثیر افکار آلیستر کراولی، نیچه، رند، مارکوس دی سید، ویندهام لویس، چارلز داروین، مارک تواین و دیگران بوجود آمده است.
    در شیطان پرستی لاوِی، شیطان نیروی مثبت است. و در مقابل آن، اعمال کلیسای مسیحیت مورد تمسخر قرار می گیرد و اعمال دنیوی در مقامی بالا فرض می شوند.
    این ضدمذهب به خاطر جو حاکم بر جوامع غربی ایجاد شده است. که به خاطر شدت عمـل کلیسا، مـردم دیـن زده شده و از خداوند دور گشتند.
  2. شیطان پرستی دینی Religious Satanism:
    این نوع شیطان پرستی شبیه شیطان پرستی آنتون لاوِی است. اما با این تفاوت که در این نوع، شیطان نوعی جنبه خدایی و متافیزیکی دارد. زیرا آئین های خاصی در آن اجرا می شود که شبیه اعمال الهی است.
    ممکن است پیروان این مکتب، به یک خدا یا خدایان متعددی اعتقاد داشته باشند که این خدایان برگرفته شده از خدایان مصر و یونان و بین النهرین می باشند.
    گاه خدای آنها همان فرشته رانده شده لوسیفر از درگاه خدا می باشد. که آنها اعتقاد دارند طغیان او در برابر خداوند کاملاً درست بوده است. (دقیقاً همان مطلبی که یزیدیان درباره ملک طاووس می گویند.)
    برخی از آنها اعتقاد دارند که فرشتگان دیگر، با بدگویی او نزد خداوند موجب رانده شدن او شدند. کلاً این گروه به آزادی فکر و عمل و بالا بردن خود به هر وسیله ای، حتی جادو اعتقاد دارند.
    این گروه بر اساس آیه ای از تورات که در آن اشاره شده (خدا به انسان اجازه استفاده از میوه درخت دانایی را نداد تا چشمانش باز گردد و خوب و بد را ببیند و خود تبدیل به خدا شود)1، شیطان را عامل آگاهی انسانها می دانند و انسان را از پرستش خدایی که مانع آگاهی و پیشرفت انسانهاست بر حذر می دارند و انسان را برای شناخت مسیر درست، کامل می بینند. همچنین خدای مورد پرستش بشر را خدایی ظالم می دانند، که چند بار در طول تاریخ ظلمهای بزرگی به انسانها کرده است.
  3. شیطان پرستی گوتیک Gothic Satanism:
    این نوع شیطان پرستی همان شیطان پرستی عصر سلطه کلیسا است. در این نوع شیطان پرستی کودک خواری، قربانی کردن دختران، بز کشی و تمام کارها و اعمال ضد کلیسا انجام می شود.
    شیطان پرستی نزدیکی زیادی به جادوگری دارد. و دنیای آن پر از افسانه های گوناگون، شیاطین متعدد و افراد مختلف خصوصاً جادوگران است. در دنیای امروز هم کشورهای مختلفی دارای کلیسای شیطان هستند. کشورهای آمریکا،‌ انگلیس، آلمان و همچنین چین.
    بر خلاف ادعای شیطان پرستان جدید، که بر اساس متون کتاب مقدس شیطان پـرستی، بر عـدم کودک آزاری و آزار حیوانات پافشاری می کنند، وحشتناک ترین اعمال توسط آنها تنها برای مقابله با دستورات الهی انجام می شود.
  4. شیطان پرستی آته ایستیک Satanism Atheistic
    آته ایستها منکران خدا هستند. خدایان همانقدر قدرت دارند که پیروانشان. هر آته ایستی هیچ خدایی با هر قدرتی را قبول ندارد. خیلی از آته ایست ها در افکارشان محافظه‌کاری به خرج می دهند.
    می گویند: ما به چیزی که نمی‌بینیم اعتقاد نداریم و این قاعده شامل شیطان هم می شود. از جمله اعتقادات این گروه می توان به موارد زیر اشاره کرد.
    در جهان زمین، چیزی برای هدایت نمی خواهیم. ما ادیان فریبکار و متظاهر و ریاکارانه را نمی خواهیم. تنها چیز خوبی که در ادیان یکتاپرست یافت می شود، آدم بدها هستند.
    تو تنها کسی هستی که کنترل زندگیت را بدست داری. چیزی به اسم خدا زندگیت را بهتر نمی کند.
  5. پنتاگـــرام

  6. ستاره پنج پر یا پنتاگرام یکی از مهمترین، قدرتمندترین و ماندگارترین سمبل ها در تاریخ بشر است. این علامت در فرهنگ و تمدن باستانی مایاهای آمریکای لاتین، هند، چین، مصرو یونان از مهمترین و پرمعناترین علامتها بوده است. ابتدایی ترین شکل پنتاگرام بر روی دیوارهای غارهای عصر حجر کنده کاری شده بود. و در نقاشی های مردم بابل به عنوان الگوی ترسیم سیاره ونوس به چشم می خورد.
    رازهایی مابین سیر استفاده از این علامت، طراحی های قدیمی از مدار حرکت سیاره ونوس و رب النوع معروف بیشتر وجود دارد. که گاهی باعث این تفکر غلط می‌شود که پنتاگرام سمبل ایشتر است. در کتب آسمانی مخصوصاً کتابهای یهودیان به پنتاگرامها بسیار زیاد اشاره شده است.

    پنتاگرام در جهان کهن
    پنتاگرام های اولیه اشکالی زمخت با شکل هندسی ناهمگون به صورت کنده کاری روی سنگهای عصر حجر داشتند. مردم آن زمان اعتقاد داشتند که این علامت معنایی روحانی و غیرمادی دارد. اعتقاد آنان بر این بود که رازی در شکل قرار گرفتن ستاره ها وجود دارد که بر انسان پوشیده است، آنها پنتاگرام را از روی شکل قرار گیری پنج سیاره برداشت کرده بودند. که وقتی با خطی فرضی به هم اتصال پیدا می کردند، به صورت مبهم شکل پنتاگرام را به خود می گرفت. نسل های بعدی بشر معانی مختلفی را از این شکل برداشت کردند. که اکثراً معانی مقدس و خداپرستانه بود.
    پنتاگرام ها به سومری ها برای نوشتن و استفاده از متون کمکهای زیادی کردند. این علامت نشان دهنده پنج سیاره مهم بود که با چشم غیر مسلح قابل رویت بودند. بعدها پنتاگرام به عنوان سمبل رب النوع زیبایی ونوس نیز شهرت یافت.
    بر طبق نظریات ریاضی دان و فیلسوف یونانی فیثاغورث، عدد پنج نماد انسان بود. چون اعضای بدن انسان به پنج طرف تمایل داشتند، (اگر دستها و پاها را از هم باز کنید به شکل یک ستاره پنج پر در می آید)، او این تفکر را برای اولین بار در یونان پایه گذاری کرد که پنتاگرام نماد روح انسانی است. و البته چون در آن زمان آفرینش انسان تابــع عناصر پنجگانه بود (آتش، آب، خاک، هوا، روح) پنج گوشه پنتاگرام اینگونه توصیف شد. طبق این تفکر انسان از این پنج عنصر به وجود می آمد.
    پیروان مکتب فیثاغورث طلسم پنج پر را به صورت آیینی مقدس حفظ کردند. آنها نام این آئین را HGIEIA نامیدند.
    و معتقدند ترکیبی از ابتدای نام یونانی عناصر آب، خاک، روح، آتش و هواست.
    خصوصیت منحصر به فردی که این سمبل را تا به امروز ماندگار کرده وابستگی شدید و همه جانبه آن به مسائل مقدس و خدایی آن است. که در مقاطع زمانی مختلف و بین اقشار و نسلهای گوناگون کاربرد داشته است. چه این خدا خدای یگانه بوده یا خدایان متعدد.
    با ظهور مسیح پنتاگرام جامه کریستین به تن کرد. می گویند بر تن مسیح با خنجر ستاره ای زخم زدند که پنج گوشه داشت (شاید به همین خاطر می باشد که آنتی کریست های امروزی از پنتاگرام زیاد استفاده می کنند).
    در دوره رنسانس اعتقادات عجیب و خرافات گونه نسبت به طلسم ستاره پنج پر به بیشترین حد خود رسید. و باورهای مردم تا جایی پیش رفت که پنتاگرام را علامتی الهی از سوی خدا پنداشتند. از سویی نیز این علامت را مرتبط با علم کیمیاگری و علم جادو قلمداد کردند.

    پنتاگــرام در جــادو
    در آیین پرستش جادوگران یونانی، پنتاگرام به عنوان جهان کوچک (بدن انسان) شناخته می شد. این باور باعث بوجود آمدن احساسی در بین جادوگران می شد که توسط آن ارتباطی میان خود، جهان و سمبولیسم ایجاد می کردند.
    هدف از این احساس درک عمیق شیطان بود، که مهارتش در ارتباط برقرار کردن میان جهان فعال (جهان بیرونی) و جهان ساکن (روح انسان) است. یکی از جادوگران مشهور در این زمینه، «جوردانو برونو» است که در مورد سوءاستفاده از پنتاگرام در جادوهای سیاه هشدار داده است. (پنتاگرام هنوز هم به عنوان شاخص اصلی رسوم پرستش جادوگران به کار می رود، ضمن اینکه عامل پدید آمدن رسوم وتشریفات دیگری نیز در ادیان مختلف شده است).

    پنتاگــرام مسیحیــان
    کابالیستهای مسیحی در دوره رنسانس علاقه وافری به پنتاگرام پیدا کردند. آنها اعتقاد داشتند که پنتاگرام علامتی رازگونه است که در دست نوشته های مسیح مشاهده شده و پیامی از سوی خداست. آنان می گفتند این سمبلی است که آشکار می کند مسیح نیز پیرو امیال حیوانی (شهوت) خود بوده است. کاری که بسیار رواج یافته بود نوشتن نامه هایی به زبان عبری با مهر پنتاگرام بر ساق پا بود، این نامه ها که در مورد آتش بود، سمبل اعیاد پنجاهه است. نتیجه این بیان آنست که نام اعیاد پنجاهه مسیحیان با خدا و مسیح مرتبط می شود.

    چند رابطه بین پنتاگرام و مسیحیت وجود دارد:

    1- پیش از به صلیب کشیده شدن مسیح، پنتاگرام یک نشان رجحان یافته برای آرایش کردن و زینت دادن جواهرها و طلسم های مسیحیان اولیه بود. این علامت که به راحتی و در یک حرکت پیوسته قلم کشیده می شد، با پنج زخم مسیح آمیخته شده بود.
    2- پنتاگرام همچنین برای یک فرقه پنهان عرفانی مسیحی، نمادی از Isis (الهه حاصل خیزی) وVenus (اصلی ترین رب النوع مونث، الهه عشق و زیبایی) بود. فرقه ای که به صورت پنهان در نقاط مختلف در سراسر تاریخ مسیحیت وجود داشت.

    پنتاگــرام در ویکـا و عقایـد نئوپگـان
    درحال حاضر رایج ترین مذاهبی که پیروان آن از پنتاگرام استفاده می کنند، گروه های ویکان ها، نئوپاگان ها و شیطان پرستان هستند. در اغلب عقاید و رسوم ویکان ها و نئوپاگان ها معنای نمادی پنتاگرام از مراسم جادوی تشریفات قرون وسطی و چهار عنصری که به وسیله روح حکومت می شدند نتیجه می شود. در برخی از این رسوم همچنین پنتاگرام می تواند نمایانگر یگانگی نوع بشر و قلمرو روح باشد. ستاره پنج پر پایین وارونه، نمادی از خدای شاخدار ویکا است.
    در عقیده کابالیست های یهودی که بسیاری از اندیشه ها و ایده های فیثاغورثی را قرض گرفته اند، پنتاگرام نشان دهنده پنج حقیقت برتر در زندگی است: عدالت، رحمت، دانش، ادراک، شکوه ماورایی و مافوق جهان مادی.

    تفاوت پنتاگــرام در قله رو به بالا یا قله رو به پاییـن
    پنتاگرام هایی که نوک آنها رو به پایین است، در اولین ظهور خود لزوماً نشان شیطان پرستی نبودند. طبق تاریخ پنتاگرامهایی که فرقشان در نقطه بالا یا پایینشان است، ابتدا توسط دو فرهنگ مختلف پایه گذاری شدند. دو فرهنگی که بنا به مقتضیات آیینی سعی در جدائی از همدیگر را داشتند.
    امروزه هر کجا با پنتاگــرام رو به پایین روبرو شویم ناخودآگاه به یاد شیطان پرستی می افتیم. شاید دلیل این موضوع آنست که پنتاگرام رو به پایین بسیار شبیه علامت ماسونیک ها و فراماسونها می باشد. واقعیت اینست که چون سر آن رو به پایین است یادآور امور وارونه و خلاف جهت است.
    ویکان ها گاهی ادعا می کنند هر پنتاگرام رو به پایینی علامت شیطان پرستان است. که این تفکر نابجاست. با این حال این سمبل در طول زمان معرف خدای شاخدار ویکان ها شد. و امروزه نیز در درجه دوم به آن باغبان ویکا می‌گویند.

    پنتاگــرام در شیطان پرستـی
    پنتاگرام شیطانی نمادی پیچیده است، که از ترکیب ستاره پنج پر با سر بز به وجود آمده است. و این نوع استفاده در عین این که جدیدترین مورد استفاده از پنتاگرام است، به همان اندازه شناخته شده ترین و جدال آمیزترین نوع استفاده از پنتاگرام نیز به شمار می آید. پنتاگرام شیطانی همیشه وارونه است با یک رأس رو به پایین و دو رأس رو به بالا. استفاده از پنتاگرام به عنوان یک نشان و علامت شیطانی به نیمه دوم قرن بیستم برمی گردد. جایی که شیطان پرستی مدرن توسط «آنتوان لاوی» مؤسس و بنیانگذار کلیسای شیطان پایه گذاری شد. این علامت نشانی از جادوی سیاه است که حاکی از پیروزی ماده و آرزوهای فردی بر عقاید و تعصبات دینی و مذهبی است.
    البته پنتاگرام مشابه و قابل قیاس با صلیب وارونه نیست. صلیب وارونه نماد جنبش «Anti Christ» (ضد مسیح) و نشانی از طغیان، سرکشی در برابر فرهنگ مسیحی است.
    همچنین «پنتاگرام» نباید با «هگزاگرام» اشتباه شود. «هگزاگرام»، ستاره شش پر است که به صورت دو مثلث درون هم نشان داده می شود، که نمونه معروف آن ستاره داود می باشد. این ستاره با اعتقادات یهودیان پیوند دارد.

    شیطان و کودکان

  7. در بحث شیطان پرستی کودکان، همانطور که قبلاً اشاره شد، دستور خاصی وجود دارد. (به کودکان پرستش شیطان را بیاموزید.) و در کنار این دستور و سایر دستورات مربوط به کودکان، از لوازم دیگر نیز استفاده می شود.
    عروسکهای باربی برای سنین مختلف، در حالات گوناگون و در موضوعات متنوع که جزء لاینفک دنیای کودکان شده است، کارتونهای تلویزیونی و سینمایی مانند کارخانه هیولاها و انیمیشنهای مختلف دیگر از جمله انیمیشن شرک غول سبز دوست داشتنی، یا فیلمها و داستانهای جذابی همچون هری پاتر و ... همگی در راستای زدودن چهره قبیح شیطان گام بر می دارند.
    آنچه که در جوامع مشهود است و گاه نیز از طریق رسانه ها اعلام می گردد، این حقیقت تلـخ است که علاقه به جادوگری که از لوازم
    کار شیطان پرستهاست، بعد از پخش فیلمهای هری پاتر شدت بیشتری گرفته است. به طوری که رسانه ها اعلام کردند، بیش از دو سوم نوجوانان انگلیسی در فروشگاهها، ابزار مخصوص جادوگری را جستجو می کنند.
    شیطان کوچک قرمز رنگ با چهره ای شاد و شیطنت های کودکانه، که هر کودکی را به خنده وا می دارد، کافیست تا وقاحت شیطان را از بین ببرد.
    آری خنده با شیطان و نهایتاً، علاقه قلبی و گرایش به شیطان
    حال این کودک عاری از تفکر منفی درباره شیطان، کودک خلع سلاح و بدون حفاظ در برابر هجمه عظیم القائات شنیع شیطانی، چگونه می تواند در میان خیل ویرانگر انحرافات، خود را مصون دارد. در حالی که نه والدین و نه مسئولان فرهنگی تدبیری را در برابر آن، اندیشه نکرده اند. یا حتی خود نیز این هجوم ویرانگر را درک نکرده اند.
    پدر و مادری که خود نمی دانند، کدام برنامه تلویزیونی برای کودک مفید و کدام مضر است، مسئولان فرهنگی که غافل از همه جا، فقط تولیدات غربی را به نمایش می گذارند، و حتی به تقلید از آنان برنامه های مشابه را به بهانه مقابله با فرهنگ آنان، تولید می کنند، چگونه می توانند در برابر این تهدیدات عکس العمل مناسبی نشان دهند؟!
    کاراکترهای مشابه آنچه به تصویر کشیده شده اند بسیارند.
    با این حال، آیا در نظر کودک، باز هم شیطان همان دشمن قسم خورده و قدار است، که جز ذلت و تباهی انسان هدف دیگری در این عالم ندارد؟!.